![]() |
ماجرای معرفی 3 زن برای پست وزارت در ایران چیز
تازه ایست.این حرکت حتی در دوره ی اصلاحات با ادعاهای فراوان این جناح مبنی بر
دفاع از حقوق
زنان عملی نشد و اکنون احمدی نژاد که روی کار آمدن دوباره اش
ماجراهای بسیاری در پی داشت دست به عمل تازه ای زده تا در این زمینه هم سنت شکن
باشد.
تنها چهره سیاسی زن ایران که تا کنون به هیئت دولت راه یافته معصومه ابتکار است.او که با حضور پر رنگش در ماجرای گروگانگیری شهرت یافت بعدها در دولت خاتمی پست ریاست سازمان محیط زیست را بر عهده داشت که البته چندان بی ارتباط با رشته ی تحصیلی و مدارک عملی اش هم نیست اما اینکه در سال 84 متهم به کپی برداری علمی شد و مقاله اش را بازگرداند چیز خوشایندی به نظر نمی رسد .
در آن سوی قضیه ، خانم شیرین عبادی حضور پر رنگی
دارد. او که برنده ی جایزه ی صلح نوبل است سالهای قبل از انقلاب پس از طی مدارج و
دریافت
مدرک حقوق به قضاوت مشغول بود که با تغییر نظام سیاسی از این مقام برچیده
شد و هیچگاه فرصت نیافت بیش از این وارد دنیای سیاست شود اگرچه فعالیت های مربوط
به دفاع از حقوق بشر او همچنان ادامه دارد.
با وجود اینکه تبلیغات زیادی از طرف جناح برنده انتخابات بر روی مسئله ی معرفی زنان برای پست وزارت می شود اما نباید فراموش کرد که در ایران همچنان برداشت از رجل سیاسی به عنوان ریاست جمهور شامل زنان نمی شود و حتی اگر این وزرا رای اعتماد را بدست آورند راه درازی تا پایان در پیش خواهد بود.
برابری حقوق زنان و مردان چیز تازه ای نیست. سالهاست که زنان در تمامی نقاط جهان سخت مشغول هستند تا حقوق بیشتری بدست آورند.اما در ایران مسائلی چون چند همسری و عدم پذیرش زنان برای مشاغلی چون قضاوت و ریاست جمهوری بیشتر جنبه ی مذهبی دارد و در کشوری که مبنا و اصلش بر دین و مذهب استوار است تغییر چنین رویه هایی غیر ممکن می نماید. حال باید دید که روزهای آینده چه ارمغانی برای زنان جامعه ای ایران به همراه خواهد داشت.
آزادی عبدالباسط المقراحی، بمبگذار لاکربی که عامل مرگ ۲۷۰ نفر بوده است چندان عجیب نیست . او که به دلیل بیماری سرطان چند ماهی دیگر بیشتر زنده نیست از زندان آزاد شده و به لیبی باز گشته است.از نگاهی ، آزادی او هیچ منافاتی با حقوق بشر ندارد. اینکه انسانی با آن همه جنایت را اعدام نمی کنند و حالا زنده و بدون شکنجه جسمی به وطنش باز می گردانند تا خداوند مجازاتش کند باز هم مشکل ما نیست.
اما عجیب آن است که وقتی به لیبی باز می گردد با آن همه استقبال عمومی مواجه می شود، دست هایش را بالا می برند و به وجودش افتخار می کنند.
در کجای اسلام به ما آموخته اند که جنایت را عدالت بدانیم و آن همه انسانهای بی گناهی که در آن آن هواپیما جانشان را از دست داده اند را نادیده بگیریم. کدام فطرت بشری به ما اجازه می دهد جانی را مجاهد بدانیم ؟چند کودک و زن بی گناه در آن بمبگذاری کشته شدند؟ با وجود چنین رفتاری از مسلمانان چطور انتظار داریم جهانیان به ما حتی به عنوان انسان بنگرند؟تعجبی ندارد اگر امروز بیشتر از گذشته در جهان منفور شده باشیم. حداقل حرمت وابستگان قربانیان ماجرای لاکربی را باید حفظ می کردیم.
در احکام اسلام اگر شما فقط جان یک انسان بی گناه را بگیرید جزای شما قصاص است، حال چگونه مسلمانان قرن بیست و یکم اینگونه از یک جانی انسان های بیگناه قدردانی می کنند.

من نه این مسلمانم، نه آن کسکه خشونت را می پسندد و به هر جنایتی مهر تایید می زند. نه آن مسلمانی که خود کشی برای مردم کشی را شهادت می خواند و بمب گذازی در هواپیما را جهاد در برابر کافر. مگر همه ی آمریکایی ها باید کشته شوند ؟
وای بر روزی که مسیحیت و یحود در برادری ، عطوفت و عدالت بر اسلام محمد پیشی بگیرد.

برتری افغانستان این است که از تجربیات فراوان دیگر کشورها حداکثر استفاده را برده است و این را به خوبی می توان در قانون اساسی این کشور مشاهده کرد.
پیشنهادهایی برای ایالتی شدن این کشور مطرح شده که بعید نیست در آینده به انجام برسد.
انتخابات ایران و افغانستان در فاصله زمانی کمی برگزار شده است اما اگر انتخابات را در این دو کشور همسایه که به لحاظ فرهنگی و تاریخی مشترکات زیادی باهم دارند بررسی کنیم تفاوت های جدی و زیادی به چشم می خورد در حالی که نقاط تشابه چندان زیاد نیست.
تفاوت جایگاه رئیس جمهوری
هردو کشور ایران و افغانستان، نظام ریاستی دارند یعنی رئیس جمهوری با رای مسقیم مردم انتخاب می شوند. اما جایگاه رئیس جمهوری در ایران و افغانستان بسیار متفاوت است.
در افغانستان مردم با شرکت در انتخابات عالی ترین مقام کشوری یا شخصیت اول مملکت را بر می گزینند که به لحاظ قانونی فقط در برابر مردم پاسخگو است.
بسیاری از صلاحیت هایی که در افغانستان مربوط به رئیس جمهوری است، در ایران مربوط به رهبر جمهوری اسلامی است.
مثلا رئیس قوه قضایی را در افغانستان رئیس جمهور پیشنهاد می کند و مجلس به او رای اعتماد می دهد.
در ایران رئیس قوه قضایی از سوی رهبر منصوب می شود.
رئیس جمهوری افغانستان فرمانده کل قوا نیز هست
اما در ایران فرماندهی کل قوا به عهده رهبر است.
رهبر ایران همچنین شش تن از فقهای شورای نگهبان را که یکی از وظایف اش تعیین صلاحیت نامزدان ریاست جمهوری است منصوب می کند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|